Posts

Showing posts from January, 2014

امید خیال

امید خیال

از ازلم اوفتاده به دنبالم امید
هرکجا سربسپارم بازآیدم امید
وین جام تهی مرا بینی پر است آدم دانی کان رسد به چشمت امید شادم
به شوق دیدار خیالم جرعه ریزم در جام نشاید کین بدو گفتن خالی ست ز هر نام
چه دانم ز احوال دل آدمیان که عارض شوم رها سازم ز قوس دنیا خواهم که غافل روم
در قعر نومیدی جامها به هم زنیم با خیال جرقه امید روشن کند ظلمت راه با دوبال
دلم تنگ زین دنیای فاصله ها ست مهر بی منت مادر و پدرم آرزو ست
ز امید خیال طلوعی دگر آید بر خورشید کز آتش عشقش سرمای زم بل جوشید

پ.ن. راه ما و جام ما و ساز ما و جان ما کوک شود در بزم عشق دوستان ما